اخرین بروزرسانی در تاریخ سپتامبر 22, 2026 توسط سارا اوحدی
برای تجارت جهانی، مسیر حرکت یک کالا روی نقشه همیشه یک خط ثابت نیست. یک کشتی ممکن است برای رسیدن از آسیا به اروپا از کانال سوئز عبور کند، در شرایط دیگری مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک تغییر دهد و در صورت تشدید اختلال، بخشی از بار به جاده، راهآهن یا هواپیما منتقل شود. اتفاقات سال ۲۰۲۶ بار دیگر نشان دادهاند که اختلال در یک آبراه مهم میتواند شبکهای از مسیرهای جایگزین را فعال کند.
در هفتههای اخیر، کاهش عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و همزمانی آن با افزایش ریسک در دریای سرخ، فشار بیشتری بر شبکه حملونقل بینالمللی وارد کرده است. طبق دادههای منتشرشده از سوی رویترز در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، تنها سه کشتی تجاری در روز مورد بررسی از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ رقمی که بهمراتب پایینتر از میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۷ کشتی بوده است. در همان زمان، عبور کشتیها از بابالمندب نیز کاهش پیدا کرده بود.
اما کاهش تردد در یک مسیر به معنی متوقف شدن تجارت جهانی نیست. شرکتهای کشتیرانی، صاحبان کالا و شرکتهای لجستیکی معمولاً چند گزینه برای ادامه مسیر در اختیار دارند؛ گزینههایی که البته از نظر زمان، هزینه، ظرفیت و میزان ریسک با یکدیگر یکسان نیستند.
چرا اختلال در یک مسیر دریایی تا این اندازه مهم است؟
حملونقل دریایی ستون اصلی تجارت بینالمللی محسوب میشود و بیش از ۸۰ درصد حجم تجارت جهانی از طریق دریا جابهجا میشود. به همین دلیل، کانالها و تنگههایی مانند سوئز، هرمز و بابالمندب فقط نقاطی روی نقشه نیستند؛ بلکه گلوگاههایی هستند که تغییر وضعیت آنها میتواند برنامه حمل کالا در چندین قاره را تحت تأثیر قرار دهد.
وقتی یک کشتی نتواند از مسیر معمول عبور کند، شرکت کشتیرانی باید تصمیم بگیرد که کشتی را متوقف کند، منتظر بهبود شرایط بماند، مسیر را تغییر دهد یا از ترکیبی از روشهای حملونقل استفاده کند. هرکدام از این تصمیمها پیامد مستقیمی برای زمان تحویل و هزینه حمل دارد.

مسیر اول؛ تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک
یکی از شناختهشدهترین مسیرهای جایگزین برای تجارت میان آسیا و اروپا، حرکت کشتیها از جنوب آفریقا و عبور از دماغه امید نیک است. این مسیر باعث میشود کشتی به جای عبور از دریای سرخ و کانال سوئز، بخش بسیار طولانیتری از اقیانوس هند و اطراف آفریقا را طی کند.
مزیت این مسیر آن است که کشتی میتواند بدون عبور از یک منطقه پرریسک به مسیر خود ادامه دهد؛ اما هزینه آن افزایش مسافت، مصرف سوخت و زمان سفر است. UNCTAD در بررسی اختلالات مسیرهای دریایی توضیح داده است که تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک موجب افزایش تقاضا برای ظرفیت کشتی، مصرف سوخت، هزینههای عملیاتی و زمان حمل میشود. در دوره قبلی اختلالات دریای سرخ نیز ظرفیت کشتیهایی که از مسیر دماغه امید نیک عبور میکردند به شکل محسوسی افزایش یافته بود.
به همین دلیل، تغییر مسیر به جنوب آفریقا اگرچه میتواند جریان کالا را حفظ کند، اما الزاماً به معنی حفظ قیمت قبلی حمل نیست. هر کیلومتر اضافه، سوخت بیشتر، زمان بیشتر و در برخی موارد هزینه بیمه و عملیاتی بیشتری ایجاد میکند.
مسیر دوم؛ بازگشت بخشی از کشتیها به کانال سوئز
نکته مهم در شرایط فعلی این است که همه شرکتهای کشتیرانی یک تصمیم واحد ندارند. برخی سرویسها همچنان مسیرهای جایگزین را بررسی میکنند، اما بعضی خطوط نیز با ارزیابی شرایط امنیتی، بخشی از خدمات خود را دوباره از مسیر سوئز عبور میدهند.
برای نمونه، شرکت Maersk و شریک آن Hapag-Lloyd در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کردند که چند سرویس Gemini به جای عبور از دماغه امید نیک، دوباره از مسیر سوئز استفاده خواهند کرد. این تغییر شامل سرویسهایی میان آسیا و شمال اروپا و همچنین آسیا و مدیترانه بود. در برنامه اعلامشده، بنادر اروپایی مانند روتردام، هامبورگ، لندن، والنسیا و بارسلونا در این شبکه قرار دارند.
این تصمیم نشان میدهد که انتخاب مسیر دریایی یک تصمیم ثابت و دائمی نیست. شرکتهای کشتیرانی دائماً شرایط امنیتی، زمان سفر، هزینه سوخت، ظرفیت بندر و تقاضای بازار را ارزیابی میکنند و ممکن است در فاصله کوتاهی مسیر سرویس خود را تغییر دهند.
مسیر سوم؛ انتقال بخشی از کالا از دریا به جاده
اگر یک مسیر دریایی دچار اختلال شود، یکی از گزینههای طبیعی استفاده از مرزهای زمینی کشورهای اطراف است. البته حمل زمینی نمیتواند جایگزین کامل کشتی برای محمولههای بسیار بزرگ باشد، اما برای بخشی از کالاها، بهویژه کالاهای با ارزش بالاتر یا محمولههایی که زمان تحویل آنها اهمیت زیادی دارد، میتواند نقش مهمی پیدا کند.
این تغییر در مورد ایران نیز قابل مشاهده است. فایننشالتایمز در گزارشی در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ نوشت که در پی اختلال در مسیرهای دریایی، ایران بخش بیشتری از تجارت خود را به مسیرهای زمینی منتقل کرده است و تردد کامیونها در مرز ترکیه افزایش یافته است. این گزارش همچنین به مشکلاتی مانند صفهای طولانی، محدودیت زیرساخت و افزایش هزینههای لجستیکی اشاره میکند.
در چنین شرایطی، مسیر زمینی میتواند به عنوان یک حلقه اتصال میان چند شبکه مختلف عمل کند؛ برای مثال کالا ممکن است بخشی از مسیر را با کشتی طی کند، در یک بندر تخلیه شود و ادامه مسیر با کامیون یا قطار انجام شود.
مسیر چهارم؛ ترکیب حمل دریایی و زمینی
یکی از مهمترین پاسخهای صنعت لجستیک به بحرانهای حملونقل، استفاده از یک روش واحد نیست؛ بلکه ترکیب چند روش است. در این مدل، کالا ممکن است با کشتی تا یک بندر نسبتاً امن منتقل شود و از آنجا با کامیون یا قطار به مقصد برسد.
این مدل در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک بخش از شبکه حملونقل قابل استفاده باشد اما بخش دیگری با محدودیت روبهرو شده باشد. برای مثال، اگر دسترسی مستقیم به یک بندر یا تنگه محدود شود، انتقال محموله به بندر دیگری و ادامه مسیر به شکل زمینی میتواند از توقف کامل کالا جلوگیری کند.
البته این روش هم هزینههای خودش را دارد. تخلیه و بارگیری مجدد، انبارداری، تشریفات گمرکی و انتقال بین وسایل نقلیه مختلف میتواند هزینه نهایی را افزایش دهد.
مسیر پنجم؛ استفاده از حمل هوایی برای کالاهای حساس و فوری
هواپیما نمیتواند جای کشتی را برای میلیونها تن کالای فله یا هزاران کانتینر بگیرد، اما در زنجیره تأمین نقش دیگری دارد. کالاهایی که ارزش بالایی نسبت به وزن خود دارند یا تأخیر در تحویل آنها هزینه زیادی ایجاد میکند، در شرایط اختلال ممکن است به سمت حمل هوایی بروند.
قطعات صنعتی ضروری، تجهیزات الکترونیکی، دارو، کالاهای فاسدشدنی، نمونههای تجاری و برخی محمولههای فوری از جمله کالاهایی هستند که در چنین شرایطی میتوانند گزینه حمل هوایی داشته باشند.
به همین دلیل، در زمان اختلال مسیرهای دریایی، افزایش تقاضا برای حمل هوایی لزوماً به این معنی نیست که تمام تجارت دریایی به هواپیما منتقل شده است. معمولاً تنها بخشی از محمولهها که ارزش، فوریت یا حساسیت بیشتری دارند از این گزینه استفاده میکنند.
اروپا چگونه تحت تأثیر تغییر مسیرها قرار میگیرد؟
اروپا یکی از مهمترین مقصدهای کالاهایی است که از آسیا حرکت میکنند. بنابراین هر تغییری در مسیرهای دریایی میان آسیا و اروپا میتواند زمان رسیدن کالا به بنادر اروپایی را تغییر دهد.
برای نمونه، روتردام در هلند، بنادر اسپانیا در مدیترانه و اقیانوس اطلس و بنادر فرانسه بخشی از شبکه بزرگ ورود و توزیع کالا در اروپا هستند. تغییر مسیر یک سرویس کشتیرانی میتواند باعث شود زمان ورود کشتی، بندر ترانشیپ، برنامه اتصال به کشتیهای دیگر یا حتی زمان تحویل کالا در مقصد تغییر کند.
به همین دلیل، انتخاب روش حمل برای یک محموله اروپایی فقط به فاصله میان مبدأ و مقصد بستگی ندارد؛ بلکه مسیر کشتی، بندر مبدأ، بندر مقصد، امکان ترانشیپ، ظرفیت خطوط کشتیرانی و شرایط روز بازار نیز اهمیت دارد. برای نمونه، در برنامه جدید سرویسهای Gemini، روتردام، هامبورگ و لندن در یک سرویس آسیا-اروپای شمالی قرار گرفتهاند و بنادر اسپانیا نیز در سرویسهای مرتبط با مدیترانه دیده میشوند.
برای محمولههایی که مقصد آنها کشورهای اروپایی است، بررسی گزینههای مختلف میتواند اهمیت زیادی داشته باشد؛ از جمله حمل دریایی به فرانسه، حمل دریایی به اسپانیا و حمل دریایی به هلند که هرکدام بسته به مبدأ، نوع کالا، بندر مقصد و شرایط شبکه کشتیرانی میتوانند مسیر متفاوتی داشته باشند.
چرا تغییر مسیر فقط باعث افزایش زمان حمل نمیشود؟
اولین اثر قابل مشاهده تغییر مسیر، افزایش زمان است؛ اما مسئله به همینجا ختم نمیشود. مسیر طولانیتر به سوخت بیشتری نیاز دارد و ممکن است باعث شود کشتی دیرتر به بندر برسد. در نتیجه برنامه تخلیه، حمل زمینی، انبارداری و حتی زمان رسیدن کالا به فروشگاه یا کارخانه تغییر میکند.
UNCTAD در تحلیل اختلالات مسیرهای دریایی به افزایش هزینه سوخت، دستمزد خدمه، بیمه، ازدحام بنادر و سایر هزینههای عملیاتی در نتیجه تغییر مسیر اشاره کرده است. افزایش تقاضا برای برخی بنادر ترانشیپ نیز میتواند موجب ایجاد ازدحام و تأخیرهای ثانویه شود.
بنابراین ممکن است کالایی که در کارخانه با همان قیمت قبلی تولید شده، به دلیل تغییر در هزینه حمل، بیمه، انبارداری و توزیع با هزینه بیشتری به بازار برسد.
آیا همه کالاها از مسیر جایگزین استفاده میکنند؟
خیر. انتخاب مسیر جایگزین به نوع کالا و اقتصاد حمل بستگی دارد. برای یک محموله بزرگ و کمارزش، استفاده از هواپیما ممکن است از نظر اقتصادی منطقی نباشد. در مقابل، برای یک قطعه کوچک اما بسیار ضروری، چند روز تأخیر ممکن است خسارت بیشتری از افزایش هزینه حمل هوایی ایجاد کند.
همچنین برخی کالاها امکان انتقال ساده بین روشهای حمل را ندارند و ممکن است نیازمند تجهیزات خاص، زنجیره سرد، مجوزهای گمرکی یا شرایط ویژه نگهداری باشند.
به همین دلیل، در زمان اختلال معمولاً یک «مسیر جایگزین واحد» ایجاد نمیشود. شبکهای از مسیرهای دریایی، زمینی، ریلی و هوایی شکل میگیرد و هر محموله بر اساس ویژگیهای خودش در یکی از این مسیرها قرار میگیرد.
بحرانهای حملونقل چگونه شبکه تجارت جهانی را تغییر میدهند؟
اهمیت اتفاقات اخیر فقط به چند هفته اختلال در یک مسیر محدود نمیشود. هر بار که یک گلوگاه تجاری برای مدت طولانی با مشکل مواجه میشود، شرکتها مجبور میشوند درباره وابستگی خود به یک مسیر خاص تجدیدنظر کنند.
سازمان ملل نیز در بررسی اختلالات کانال سوئز و پاناما تأکید کرده است که متنوعسازی مسیرها و تقویت زیرساختهای منطقهای میتواند آسیبپذیری زنجیره تأمین را کاهش دهد. این سازمان همچنین هشدار داده است که تغییر مسیرهای طولانیتر میتواند هزینه، زمان حمل و انتشار گازهای گلخانهای را افزایش دهد.
تحولات سال ۲۰۲۶ این موضوع را دوباره به مسئلهای عملی برای شرکتهای حملونقل و صاحبان کالا تبدیل کرده است. یک شرکت ممکن است در یک مقطع از مسیر سوئز استفاده کند، در دورهای دیگر مسیر دماغه امید نیک را انتخاب کند و برای بخشی از کالاهای فوری خود سراغ حمل هوایی یا زمینی برود.
آینده تجارت جهانی؛ مسیرهای بیشتر یا هزینههای بیشتر؟
یکی از درسهای مهم اختلالات اخیر این است که تجارت جهانی تنها به وجود کشتی و بندر وابسته نیست؛ بلکه به شبکهای از مسیرها و زیرساختها وابسته است. هرچه این شبکه متنوعتر باشد، امکان انتقال کالا در زمان بحران بیشتر میشود، اما ایجاد مسیرهای جایگزین نیز هزینه دارد.
از طرف دیگر، شرایط امنیتی مسیرها ثابت نیست. حتی Maersk و Hapag-Lloyd هنگام اعلام بازگشت برخی سرویسها به مسیر سوئز تأکید کردهاند که ادامه این تغییرات به ثبات شرایط امنیتی دریای سرخ و نبود تشدید درگیریها وابسته است.
بنابراین احتمالاً در آینده نزدیک، شرکتهای بزرگ لجستیکی بیش از گذشته به دنبال انعطافپذیری خواهند بود؛ یعنی داشتن چند بندر جایگزین، چند مسیر زمینی و دریایی و امکان استفاده از حمل هوایی برای محمولههای خاص.
کالاها متوقف نمیشوند؛ مسیرشان تغییر میکند
وقتی یک مسیر دریایی مختل میشود، نخستین تصور ممکن است توقف تجارت باشد؛ اما آنچه در عمل اتفاق میافتد پیچیدهتر است. بخشی از کشتیها مسیر خود را تغییر میدهند، برخی سرویسها به مسیر قبلی بازمیگردند، بخشی از کالاها از دریا به جاده یا راهآهن منتقل میشوند و محمولههای حساس نیز ممکن است به سمت حمل هوایی بروند.
هزینه اصلی این تغییرات فقط در صورتحساب شرکت کشتیرانی دیده نمیشود. افزایش زمان سفر، مصرف سوخت، بیمه، انبارداری، ترانشیپ و حمل نهایی میتواند در نهایت به قیمت کالایی برسد که مصرفکننده کیلومترها دورتر از منطقه بحران خریداری میکند.
به همین دلیل، اختلال در یک تنگه یا کانال دریایی در ظاهر یک اتفاق جغرافیایی است، اما در عمل میتواند اثری زنجیرهای بر تولید، تجارت، حملونقل و قیمت کالا در نقاط مختلف جهان داشته باشد.